امپراطور
امپراطور
نحوه نمایش مطالب: تاریخ | امتیاز | بازدیدها | نظرات | الفبایی
اطلاعات مطلب
  • بازديدها: 2679
  • نويسنده: pedram5183
  • تاريخ: 3-12-1393, 00:25
3-12-1393, 00:25

نشانه های امید قدم چهار قسمت 1

دسته بندی: اعتیاد و بهبودی » نشانه های امید قدم 4 » نشانه های امید قدم 4 - قسمت 1

نشانه های امید
قدم چهارم

ای خداوند قدرت تو برای شفای من كافیست
از تو می خواهم درون مرا تفتیش كنی،افكارم را بیازمایی هر چه از تو نیست،آنها را بردار،افكار و طرز فكر مرا دگرگون كن،تا بتوانم خواست و اراده تو را درك كنم،احساسات مرا نوازش كن ، از عشق و محبت خود جاری ساز، شوقی تازه،قلبی جدید در من ایجاد كن ،تا بتوانم خود و دیگران را دوست داشته باشم،به من قدرت و آگاهی بده تا بتوانم توانایی و استعداد خود را كشف كنم و از آنها در مسیر كمك و بهبودی دیگران استفاده كنم
آمین...

قدم چهار

(( ما يك ترازنامه اخلاقي بي‌باكانه و جستجوگرانه از خود تهيه كرديم . ))
اكثر ما چون مي‌خواستيم مصرف مواد مخدر را قطع كنيم به معتادان گمنام آمديم. ما احتمالاً درباره اينكه با آمدن به NA در حال شروع چه كاري هستيم و يا درآستانه آغاز يك برنامه بهبودي هستيم زياد فكر نكرده بوديم . اما اگر تاكنون به دستاورد اين برنامه توجه نكرده‌ ايد ، شايد الان وقت آن باشد كه تأمل كنيد و در اين باره فكر كنيد .
ابتدا بايد از خود بپرسيم كه از بهبودي چه توقعي داريم . اكثر ما به اين سؤال اين گونه پاسخ مي‌دهيم كه ما فقط خواهان آسايش ، نشاط و آرامش هستيم . يا فقط مي‌خواهيم كه بتوانيم خودمان را دوست داشته باشيم . اما چگونه مي‌توانيم خود را دوست داشته باشيم وقتي كه حتي نمي‌دانيم كه كي هستيم ؟
قدم چهارم ابزار لازم جهت شناخت خود ، و اطلاعات مورد نياز براي دوست داشتن خود را به ما مي‌دهد . همين‌طور چيزهاي ديگري كه ما از برنامه توقع داريم ، مانند آسايش ، نشاط ، و آرامش را به ما ارائه مي‌كند .
قدم چهارم جلودار و به وجود آورنده دوره جديدي در بهبودي ما است . از قدم چهارم تا قدم نهم را مي‌توان فرآيندي درون يك فرآيند ناميد . ما از اطلاعاتي كه در قدم چهارم به دست مي‌‌آوريم ، براي كاركردن قدم‌هاي پنجم ، ششم ، هفتم ، هشتم و نهم استفاده مي‌كنيم . اين فرآيند قرار است كه بارها و بارها در بهبودي ما تكرار شود.
مثالي براي اين فرآيند هست كه بسيار مناسب مي‌باشد . ما همانند يك پياز هستيم هر بار كه قدم چهارم را كار مي‌كنيم يك لايه پوست را از خود دور مي‌نمائيم و به مغز و اصل خود نزديكتر مي‌شويم . هر يك از اين لايه‌هاي پوست پيازنشانگر يك لايه از انكار،بيماري اعتياد،نواقص شخصيتي و خساراتي است كه به بار آورده ايم. مغز پياز نشانگر روح سالم و نابي است كه در اعمال وجود همه ما موجود مي‌باشد . هدف ما در بهبودي رسيدن به بيداري معنوي است . و با شروع اين فرآيند به آن نزديك مي‌شويم . هر بار كه اين راه را طي مي‌كنيم بيداري معنوي ما كمي بيشتر مي‌شود .
قدم چهارم روشي براي پيدا كردن شناخت از خود است و همان قدر كه به ما كمك مي‌كند تا ذات خطاهاي خود را ببينيم همان قدر هم كمك مي‌كند تا با نقاط قوت و داشته‌هاي خود آشنا شويم . فرآيند ترازنامه‌نويسي نيز راهي بسوي آزادي مي‌باشد . ما از آزاد بودن براي مدت‌ها محروم بوده‌ايم ، شايد حتي در تمام طول عمر خود. اكثر ما كشف مي‌كنيم كه مشكلات ما از زماني كه براي اولين بار مواد مخدر مصرف كرديم شروع نشد بلكه خيلي قبل از آن و وقتي كه دانه اعتياد در وجود ما كاشته شد آغاز گرديد.ممكن است ما خيلي قبل از آن كه براي اولين بار مواد مخدر مصرف كنيم احساس انزوا و متفاوت بودن را تجربه كرده باشيم. در حقيقت آنچه كه ما احساس مي كرديم و نيروهائي كه ما را به جلو مي‌راند كاملاً با اعتياد ما در تضاد و دشمني بود و آرزو ما براي تغيير احساسات مان و مطيع كردن آن نيروها بود كه ما را به اولين بار مصرف رهنمون ساخت . ترازنامه درد ها و درگيري هاي حل نشده در گذشته‌ را براي ما عريان مي‌سازد تا ديگر در اختيار آنها نباشيم . ما ديگر حق انتخاب داريم و تا حدي به آزادي دست يافته‌ايم .
اين قسمت از راهنماي كاركرد قدم‌ در واقع 2 قسمت مجزا مي‌باشد . قسمت اول اين متن از طريق راهنمائي ما در كاوش انگيزه‌هايمان براي كاركرد اين قدم و درك مفهوم آن كمك مي‌كند تا براي كاركرد اين قدم آماده شويم . و قسمت دوم ما را براي نوشتن يك ترازنامه بي‌‌باكانه و جستجوگرانه راهنمايي مي‌كند .

انگيزه‌ها
اگر چه انگيزه ما براي كاركردن قدم چهارم به اندازه خود كار كردن اين قدم اهميت ندارد اما ممكن است دريابيم كه جهت پيداكردن و دفع هرگونه دستاويز و بهانه‌اي كه براي كار نكردن اين قدم داريم مفيد است و ما را به تفكر درباره منافع كاركرد اين قدم وادار مي كند.

1-آيا هيچ دستاويز يا بهانه‌اي براي كارنكردن اين قدم دارم ؟ آنها چه هستند ؟
بهانه: آنچه برای پوشاندن منظور یا موضوعی واقعی عرضه می شود، دلیل یا انگیزه ظاهری یک عمل برای انجام ندادن یا عذر خواهی...
دستاویز: وسیله ای برای ادعای دروغین..
بايد از خود بپرسيم چرا بايد بهانه بيارم كه اين قدم را كار نكنم؟
ما خيلي تمايل داريم از هر چيزي كه دردمان مي آورد و ناراحتمان مي كند دوري و اجتناب كنيم و در مقابل بطرف چيزها ، فكرها و اعمالي برويم كه به ما لذت مي دهند ما بدنبال راحتي ، آرامش ،ثبات هستيم همه اينها بخاطر اين است كه امنيت بدست بياوريم اما بر اثرعدم آگاهي حال و روزمان بدتر شده حال مي خواهيم نگاهي به اين موضوع داشته باشيم .
ما كارهايي مي كنيم كه به امنيت برسيم ولي در مقابل بر عكسش عايدمان مي شود مثل : عقب انداختن كار كرد قدمها ،چكاب دندانها ، خريد يك چيزي كه برايمان خيلي لازم است را عقب مي اندازيم اين عقب انداختن در واقع براي اين است كه ما مي خواهيم امنيت را بدست بياوريم مي خواهيم از درد چكاپ دندان يا از درد پرداخت پولي كه براي خريد لازم است يكجورايي شايد نا آگاهانه فرار كنيم. فكر مي كنيم كه اگر عقبش بندازيم يك روزي ممكن است كه اصلا نخريمش يا اصلا از دستش خلاص بشويم و انجامش ندهيم و ازاين حالت ناملايمتي يا از فشاري كه به ما مي آيد رها شويم .فشار همان درد است كه كمتر است و هر چيزي كه به ما يك مقدار تشويش و التهاب مي دهد وعصباني ، غمگين مان مي كند هر احساسي كه به ما فشار روحي مي آورد ما ازش دوري
مي كنيم و عملا سعي كنيم كه كنارش بگذاريم.
يكي از چيزهايي كه خيلي فشار مي آورد آن مواردي كه يا ناشناخته است يا قبلا شناختيم و مي دانيم كه درد آور ،تلخ وترسناك است وتجربه بد اضطراب آور و ترسناكي داشتيم پس حالا نمي رويم به دنبال اين كه ريسك كنيم و دوباره آن را تجربه كنيم مبادا دوباره آن خاطرات،زخم ها،آزار و اذيتها، ترس و آن فشارها به ما وارد بشود پس ريسك نكردن براي نگه داشتن امنيت است اما در واقع چي مي شود وقتي ريسك نمي كنيم اعتماد و شهامتي را كه در قدم هاي قبلي بدست آورديم را انجام نمي دهيم و با اين عمل رشد شهامت و اعتماد را متوقف مي كنيم در نتيجه بهبودي و شفا هم پيدا نمي كنيم. ممكن است در يك جاي امني خودمان را نگه داريم اما به هدف
نمي رسيم و اين محدود كردن ،خودش بعد از يك مدتي فشار مي آورد چون خيلي از موقع ها ما زندگي خودمان را در قياس با كسان ديگري كه در سن و در شرايط و محيط ما هستند مي سنجيم و معنا پيدا مي كنيم اماوقتي كه توي اين محدوديت ها خودمان را نگه مي داريم بقيه اشخاص چيزهاي ديگري را تجربه مي كنند از ما جلو
مي زنند وبعد از مدتي اين محدوديت ها فشار مي آورد حال ما خراب مي شود يعني اولش بخاطر ترس هايمان خودمان را باز نكرديم و برايش كاري انجام نداديم و خود را محدود كرديم و از ترس مان پشتيباني و حمايت كرديم كه توي يك فضاي امني بمانيم در حالي كه بعد از يك مدتي خود اين فضاي امن مي شود يك فضاي زنداني كه جلوي ما را مي گيرد در واقع ما به چيزي هايي چسبيديم و دفاع كرديم كه همان چيز براي ما خطر بود و جلوي رشد و موفقيت ما را مي گرفت ما امنيت را مي خواستيم كه آرامش داشته باشيم اما با محدود كردن آرامش و امنيت را هم از دست مي دهيم و حالت بي حوصلگي و يك نواختي به ما دست مي دهد كه خودش از هر دردي بدتر مي شود خيلي وقت ها هست كه ما براي اينكه امنيت را نگه داريم اصلا از خير هدفمان مي گذريم يك وقت ها است براي اينكه مبادا شكست و صدمه بخوريم از اول مي آييم شكست را مي پذيريم تسليم شكست
مي شويم كه مبادا شكست بخوريم و ناراحت بشويم . خيلي چيزها را براي اينكه از دستش خلاص شويم بيشتر بطرفش مي رويم و بيشتر نگهش مي داريم توي آن جايگاهي كه اصلا راحت نيستيم. بعضي وقتها با اهمال كاري و مسئوليت گريزي اينكار را انجام مي دهيم مثل :يك كفش كه ميخ دارد بجاي اينكه كفش را در بياوريم و ميخش را بكنيم كفش را به پايمان نگه مي داريم و ياد مي گيريم كه چطوري كج و كوله راه برويم كه اين ميخ كمتر به ما فشار بياورد.
مي دانيد چرا ما حسادتت مي كنيم؟ براي اينكه حسادتت از يك حس نا امني مياد
وقتي من در كودكي توجه و محبت لازم را دريافت نكردم و يا فكر مي كنم دريافت نكردم و به امنيت و آرامش نرسيده باشم؛ذهن من طوري حركت مي كند كه نشانه عدم امنيت است.بخاطر همين هر كجا مي روم و در جمعي كه هستم زير چشمي همه را كنترل مي كنم انگار كه ديگران به يك زبان ديگر صحبت مي كنند.چون نمي توانم اين آدمها را بخوانم و پيش بيني كنم يا بصورت منفي پيش بيني مي كنم به همين دليل با شك و ترديد بر خورد مي كنم بنابر اين تمام وجود من با شك و سوءظن اطراف را مي نگردو اين موضوع را هم در زبان و هم در افكارم آشكار مي شود.
حتي من محبت وتوجه را انحصاري و مطلق مي خواهم و اين بيماري در رابطه با خانواده خودش را اينگونه نشان مي دهد كه برخي اوقات در رابطه به فرزندم به همسرم حسادتت مي كنم و يا درجمع دوستاني كه من در خدمتشان هستم اگر ببينم از كسي ديگر تعريف مي كنند من حسادتت مي كنم مسئله انجمني يا غير انجمني ،راهنما يا غير راهنما نيست مسئله اين اينست كه من دوست ندارم غير از من از هيچ منبع ديگري راهكار بگيرند و يا اطلاعات بدست بياورند و مي خواهم كه محتاج من باشند.
در واقع احساس مالكيت به آنها مي كنم كه نوعي برده گي مي باشد،علتش هم اين است كه خودم برده و تحت كنترل و هدايت بيماري حركت مي كنم و اسير بيماري هستم و چاره اي ندارم ديگران را هم بصورت زنداني بنگرم و زندانبان آنها شوم كه نتيجه اش كنترل ديگران و يك زندگي بسيار سختي را بايد بگذرانم. به همين دليل همش مي خواهم كساني را كه مي خواهند شما را راهنمايي و كمك كنند را از شما دور كنم و همين برايم كفايت نمي كند چون همش در نگراني هستم، منتظرم شما اشتباهي كنيد و بگويم ديدي گفتم نبايد اينكار
مي كرديد.در رابطه با راهنمايم و سر كلاس قدم هم مي خواهم ومحبت و توجه فقط در انحصار من باشد وقتي هم قدمي ها با همديگر يا با راهنمايم مي گويند و مي خندند حالم خراب ميشه و ذهنم طوري حركت مي كند كه فكر مي كنم در حال توطئه و يا مسخره كردن من هستندويا كاسه اس زير نيم كاسه هست و اين طرز تفكر و حركت ذهني من باعث مي شود كه بهانه اي بياورم براي كار نكردن اين قدم و جدا شدن از ديگران.
ديد و اعتماد ما نسبت به اصول انجمن خيلي مهم است چرا كه طريق رفتار ما به اصول خيلي متفاوت خواهد بود. چون اگر اعتماد نداشته باشيم و يا شرايطي باشد كه ما را بترساند طريقي كه قدم كار مي كنيم متفاوت مي شود تا اينكه آينده روشني را ببنيم. درست مثل رفتارما نسبت به كسي كه به او اعتماد داريم و نسبت به كسي كه از او مي ترسيم و يا در مقابل رويدادها وقتي سر حال و خوشحال هستيم و هنگامي كه احساس غمگيني يا عصبانيت مي كنيم متفاوت پاسخ مي دهيم.
توجيه و بهانه آوردن از عدم تمايل به انجام كاري شكل مي گيرد و در اين قدم از عدم صداقت با خود و روشن بيني نسبت به نتيجه و اهميت اين قدم است.در واقع در بازگو كردن احساساتي مثل ترس،و وحشت و هراس دروني كه از عدم شناخت به حريم ناشناخته و يا تن دادن به عود بيماري و عدم رغبت به كار كرد قدم است كه توجيه و بهانه شروع بكار مي كنند مثل توجيه وبهانه آوردن كه الان آمادگي ندارم،گروه هماهنگ يا ايده ال نيست،گمنامي رعايت نمي شود،كارها و مسئوليتهاي ديگري دارم كه آنها در الويت هستند، از لحاظ مالي و رواني در موقعيت بدي هستم، خيلي ها را ديدم كه قدم چهاركار كردن فقط حرف مي زنند اما موقعه عملكرد پوچ هستند .... و نهايتا فرار و انكار كامل
اما انكار بطور خطرناكي ديگر هم كار مي كند مثل اينكه من مرتب سر جلسه قدم حاضر باشم اما با عدم صداقت و كنكاش نكردن براي درمان و شفا و سئوالهايي كه از درون خود مي باشد كاري انجام ندهم .
كسانيكه اين قدم را سر سري بگيرند نه تنها بهبودي نمي يابند بلكه به خيال اينكه اين قدم را كار كردن بيماري خود را به رهجو و ديگران انتقال مي دهند

2-منافعي كه ممكن است از طريق نوشتن يك ترازنامه اخلاقي بي‌باكانه و جستجوگرانه برايم حاصل شود . چه مي‌باشند ؟
نياز به رشد ، ياد گيري،تغيير،تحول چيزيست كه در عمق وجودمان اين نياز قوي وجود دارد كه ما ناخوداگاه بدنبالش هستيم و نمي توانيم جلوي رشد و سير تحولي وجود خودمان را بگيريم حتي زندان هم نمي تواند جلوي رشد كسي را بگيرد.بعضي هاغر غر مي كنند ،بعضي ها قر مي دهند و كيف مي كنند و رشد مي كنند حالا انتخاب دست ماست كه اين قدم را چگونه كار كنيم. به هر حال ما رشد مي كنيم حالا چه بهتر كه با شورو شوق و شادي و عشق بخشش،پذيرش و با تشويق رشد كنيم و لذتش را ببريم بجاي اينكه بخواهيم با درد ،غم،مصيبت،لجبازي و عصبانيت پيش برويم. و خود وديگران را مورد انتقاد سرزنش قضاوت قرار بدهيم .
غير از آن رشدهايي كه ما حواسمان نيست و كلا زندگي و محيط براي ما مي آورد
با ترازنامه نوشتن در اين قدم نه تنها دارم خودم را به طرف بخصوصي رشد مي دهم بلكه باز هستم به اينكه ببينم انجمن براي من چه رشدهايي در نظر دارد و اين رشد اتفاق بي افتد و نتايجي را كه براي زندگيم بوجود مي آيد را در يك راستاي بخصوصي قرار بدهم چرا كه رشد با هدف و براي آينده و نگرش به آينده تمايل ما را در رشد مان سوق وسرعت مي دهد و هدفمند مي كند و به شرايط بخصوصي مي برد. چرا كه درك و باور و اطلاعات اوليه من را براي كار كردن جدي قدم چهار مورد سنجش قرار مي دهد و تحقيق و كنكاش در اين مورد به بيشتر شدن انگيزه من براي كار كرد اين قدم مي انجامد.
قدم چهارم پيشرفت مهم دوران بازيابي ما مي باشد چرا كه همانگونه كه اعضاي قديمي مي گويند گرفتن ترازنامه(قدم چهار و پنج )قلب بهبودي ما مي باشد و مرحله سرنوشت ساز حركتي است كه ما آن را بازيابي و بهبودي مي شناسيم و زمانيست براي ارزيابي و انديشدن به سر درگمي و نيز اغتشاش كه در درون ما وجود دارد كه سالها با مواد مخدر و خود فريبي سعي در پوشاندن آن مي كرديم
در پي ترازنامه نويسي و يا كار كرد قدم چهارم ما درون خود را كاوش مي كنيم( نگاهي واقع بينانه به عمق وجود خود)كه هدف آن شناخت حقيقت خود،احساساتمان،انگيزه هايمان،ترس هايمان و چگونگي روش و رفتارمان
مي باشد همان چيزهايي كه ما و زندگي ما را تشكيل مي دهد و ما مي توانيم نكات مثبت و منفي خود را ارزيابي كنيم.
با ترازنامه اخلاقي و بي باكانه و جستجوگرانه ما به ذات خطاهايمان پي مي بريم. به وسوسه ها، خود محوري ،باورها و اعتقادات والگوهاي رفتاري كه به دلايلي از دوران كودكي در ما جاي گرفته را مي شناسيم و ديگر لازم نيست تا آخر عمر قرباني گذشته مان باشيم و راه پيروزي و شفارا بدست خواهيم آورد و به جنگ دروني خاتمه مي دهيم و به آزادي دست خواهيم يافت و مي توانيم با امنيت به بهبودي و زندگي مان ادامه دهيم
منافع ديگر: حمالي نكردن دردها، اعتماد،ايمان،صداقت، و شهامت مان رشد مي كند،خودمان را به در و ديوار
نمي زنيم،ازسرزنش و قضاوت ها دوري مي كنيم،ديگران را بهتر درك مي كنيم، ممكن است از رنجشهايم رها شوم، ممكن است با خود حقيقي آشنا شوم، ممكن است به آزادي برسم و بيداري روحاني در من رشد كند...
باور من اين است كه روح ما در اين كنكاش(ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جستجو گرانه )شفا خواهد يافت و دير يا زود اعضايي كه اين قدم بسيار مهم و جدي را كار نكنند هميشه در جنگ مي باشند و امكان لغزش زياد است.

3-چرا نبايد كاركرد اين قدم را به تعويق بياندازم ؟
اگر كسي صورتش كثيف باشد و جلوي آيينه آن را ببيند و آن را نشويد از ناداني اوست.
براي اينكه بفهم چرا نمي توانم خودم را دوست داشته باشم و رابطه خوبي با خود و ديگران داشته باشم.
به تعويق انداختن امور و كارها در من به چند خصيصه منجر مي شود.
1- به مرور تمايل كار كردن جدي اين قدم و احساس تعهدي كه نسبت به خواست و اراده خداوند دارم را از دست مي دهم خواست و اراده خداوند كه پاك بمانم و كار كردن باقي قدمهاست در من از بين مي رود و دوباره خودمحوري و اراده شخصي جايش را با تن دادن به خواست خدواند عوض مي كنم.
2- بر كارهاي به تعويق افتاده ام اضافه مي شود،احساسات غير خوبي(ناتواني،گناه...) به من دست مي دهد كه
نمي گذارد در لحظه و باآرامش زندگي كنم،كما اينكه بدون كار كرد جدي اين قدمها و زندگي با آنها نمي توانم به آرامش و شادي زندگي كنم.
از مسير بهبودي عقب مي افتم،انگيزه هايم را از دست مي دهم،رشد روحاني متوقف مي شود،اگر از شر رنجش ها رها نشوم احتمالا لغزش مي كنم،اگر اين قدم را جدي كار نكنم نشاندهنده اينست كه سه قدم قبلي را خوب كار نكردم، بخاطر رهايي از دردها،عقده ها و عادات زشت احتياج به يك خانه تكاني دارم تا بتوانم به تعادل برسم و قدم چهار آغاز يك فرايند است

کرکره برقی | درب ضد سرقت | ثبت شرکت